حضرت علی (َع) فرمودند:
بر تو باد به پرهیز از اعتماد به خودت "که آن از بزرگترین شکار گاه های انسان است".
منبع:کتاب شراب طهور از مهدی طیب
این چند روزه خیلی دلم خدا میخواد .
کاش خدا را میشد ملاقات کرد
نمیتوانم حرفهایم را جز برای تو بگویم..
و فریاد میزنم چگونه توانستی من را ببخشی ؟؟
چه کسی برایم پشتیبان بود؟ دعای که بود؟چه کسی ضمانتم را کرد؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه
1390/06/05ساعت 1:16  توسط در راه رفتن
|
سلام
چه قدر خوب بود و من لذت بردم از شب های قدر ..
من توبه را از خدا خواستم و خدا را دیدم که از من قبول کرد و گفت:
تو که غیر من کسیو نداری !
بیا و در کنار من آرام بگیر و من رفتم...
خدایا ممنونم و می دانم که من لیاقت این همه لطف را نداشتم و ندارم ولی تو خودت طبق معمول مرا دعوت کردی و با روی باز مرا قبول کردی.
من کارهای غیر تورا نخواهم کرد و استغفرالله را با تمام وجود بر زبان میآورم.
خدایا پا در وادی تو گذاشتم وتو فقط می توانی کمکم کنی.
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/06/02ساعت 21:47  توسط در راه رفتن
|
نماز و نیایش و دعای جوشن کبیر و ابوحمزه....
و درخواست های زیادما که منتظر امشب و فردا شب بودیم.
همه چیز میخوایم ولی رضوان خدا رو بخوایم و اینکه عافیت رو طلب کنیم .
اگه چشمات یه نم زد منو هم یاددت نره ها..
+ نوشته شده در دوشنبه
1390/05/31ساعت 4:23  توسط در راه رفتن
|
راه ایجاد و ارتباط با
اهل بیت(ع) و مخصوصاً حضرت ولیّعصر(عج) عبارت است از
«معرفت خداوند متعال»
و بعد «اطاعت محض از پروردگار».
این دو، موجب حبّ به خداوند و محبّت نسبت به همة کسانی که خداوند آنها را دوست میدارد؛ مثل
انبیا و اوصیا مخصوصاً علاقه و ارتباط با محمّد و آل محمّد(ع) میشود که نزدیکترین آنها به ما حضرت
صاحبالامر(عج) است.
منبع:تبیان (معرفی شده درhttp://www.mahdi-gorji.com/info/item.asp?ID=1690)
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/05/30ساعت 3:58  توسط در راه رفتن
|
به نام خدا
آن روزها و حتی امروزها انگشت اشاره ام خودم را نشانه میرفت از بابت مقصر.
ولی افسوس!!..
که انگشتم همیشه دروغگوست!...
+ نوشته شده در جمعه
1390/05/07ساعت 13:49  توسط در راه رفتن
|
سلام .این پستو همین جوری گذاشتم تا لذت ببرید .
آخه میدونید که چشم هم نیاز داره زیبایی ببینه برا همینه که میگن میوه رو همین
طوری نخوورین .به پوسته ایناش نگاه کنین و بوش کنید تا یکی از لذتهای حلال رو
استفاده کنه و خدای نکرده دنبال چیزای بد آ آ!

+ نوشته شده در دوشنبه
1390/05/03ساعت 23:30  توسط در راه رفتن
|
این زبان عمل است که بلندترین صدا را دارد.
+ نوشته شده در جمعه
1390/04/24ساعت 11:34  توسط در راه رفتن
|
خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان می کنم ببخش.
شهیدچمران
+ نوشته شده در شنبه
1390/03/28ساعت 22:32  توسط در راه رفتن
|
به نام خدا
شوق و انتظار پدر و مادر و ترس از بیماری بچه ای که هنوز به دنیا نیامده.!!!
و تو..
مهربان تر از همه مادرها..
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/03/15ساعت 23:46  توسط در راه رفتن
|
نمیدانم چرا این چند روز احساسی عجیب از این که تو نزدیک منی و مرا بیشتر از قبل دوست میداری
سراپای وجودم را میگیرد.
+ نوشته شده در سه شنبه
1390/02/27ساعت 19:16  توسط در راه رفتن
|